ابزارهای فیبوناچی و کاربرد آن‌ها در تحلیل تکنیکال

آموزش های ضروری در زمینه تحلیل تکنیکال بورس

ابزارهای فیبوناچی و کاربرد آن‌ها در تحلیل تکنیکال

۸ بازديد




دنباله فیبوناچی و نسبت طلایی

یک نسبت منحصر به فرد وجود دارد که می‌توان از آن برای توصیف نسبت همه چیز از کوچک‌ترین اجزای طبیعت مانند اتم‌ها تا پیشرفته‌ترین الگوهای موجود در جهان مانند اجسام آسمانی بسیار بزرگ استفاده کرد. طبیعت برای حفظ تعادل به این نسبت ذاتی متکی است، اما بازارهای مالی نیز با این «نسبت طلایی» منطبق هستند. در این مطلب، برخی از ابزارهای تحلیل تکنیکال را بررسی می‌کنیم که برای بهره‌گیری از این الگو ارائه شده‌اند.

ریاضیدانان و دانشمندان قرن‌ها از نسبت طلایی آگاهی داشتند. نسبت طلایی برگرفته از دنباله فیبوناچی است که به افتخار بنیان‌گذار ایتالیایی آن، «لئوناردو فیبوناچی» (Leonardo Fibonacci) نام‌گذاری شده است. در این دنباله، هر عدد برابر با جمع دو عدد قبلی است، یعنی دنباله ۱، ۱، ۲، ۳، ۵، ۸، ۱۳ و… است.

اما فارغ از این دنباله، آنچه اهمیت دارد این نکته مهم است که هرچه دنباله جلوتر می‌رود، خارج قسمت اعداد مجاور نسبت شگفت‌انگیزی دارند که تقریباً ۱٫۶۱۸ یا معکوس آن، ۰٫۶۱۸ است. این نسبت با نام‌های مختلفی از قبیل نسبت طلایی، میانگین طلایی، فی (ϕ">ϕϕ) و نسبت الهی شناخته می‌شود. اما، چرا این عدد تا مهم است؟ پاسخ این است که تقریباً همه چیز دارای خصوصیات ابعادی خاصی است که به نسبت ۱٫۶۱۸ پایبند است، بنابراین به نظر می‌رسد این عدد نقش اساسی در اجزای سازنده طبیعت داشته باشد.

احتمالاً جمله آخر به اندازه‌ای سنگین است که آن را باور نمی‌کنید. مثال ساده‌ای می‌زنیم. زنبورهای عسل را در نظر بگیرید. اگر تعداد زنبورهای ماده یک کندو را بر تعداد زنبورهای نر تقسیم کنیم، به عدد ۱٫۶۱۸ خواهیم رسید. یک مثال دیگر، گل آفتابگردان است که مارپیچ‌های خلاف جهتی از تخمه دارند که نسبت قطر هر دور مارپیچ مجاور آن‌ها ۱٫۶۱۸ است. این نسبت را می‌توان در روابط بین اجزای مختلف در سراسر طبیعت مشاهده کرد.

اما آیا نسبت طلایی در امور مالی نیز وجود دارد؟ در واقع، بازارهای مالی پایه ریاضیات کاملاً مشابهی با پدیده‌های طبیعی دارند. در ادامه، چند روش استفاده از نسبت طلایی در تأمین مالی را بررسی خواهیم کرد و نمودارهایی را نیز برای اثبات آن نشان خواهیم داد.

کاربرد ابزار فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

هنگامی که از ابزار فیبوناچی در تحلیل تکنیکال استفاده می‌شود، معمولاً نسبت طلایی با سه درصدِ ۳۸٫۲ درصد، ۵۰ درصد و ۶۱٫۸ درصد تفسیر می‌شود. با این حال، در صورت لزوم می‌توان از ضرایب بیشتری نیز استفاده کرد؛ مانند ۲۳٫۶ درصد، ۱۶۱٫۸ درصد، ۴۲۳ درصد و غیره. علاوه بر این، چهار روش وجود دارد که می‌توان دنباله فیبوناچی را روی نمودارها اعمال کرد: اصلاح‌ها، کمان‌ها، پروانه‌‌ها و مناطق زمانی. با وجود این، بسته به نمودار مورد استفاده، ممکن است همه این روش‌ها قابل اعمال نباشند. خطوط ایجاد شده توسط این ابزار فیبوناچی تغییر روند در زمان نزدیک شدن قیمت‌ها را نشان می‌دهند.

اغلب تحلیلگران معتقدند که در صورت استفاده صحیح از ابزار فیبوناچی خواهند توانست رفتار بازار را در ۷۰ درصد موارد با موفقیت پیش‌بینی کنند، به ویژه وقتی که در پی پیش‌بینی قیمت خاصی باشند. برخی دیگر نیز معتقدند که محاسبات مربوط به این ابزارها بسیار زیاد و زمان‌بر و استفاده از آن‌ها دشوار است. شاید بزرگ‌ترین عیب روش فیبوناچی پیچیدگی نتایج برای مطالعه و متعاقباً عدم توانایی بسیاری از معامله‌گران در درک واقعی آن‌ها باشد. به عبارت دیگر، معامله‌گران نباید روی سطح فیبوناچی به عنوان سطح حمایت و مقاومت اجباری تکیه کنند. در واقع، آن‌ها می‌توانند سطوح حمایت روانی را مانند سایر روش‌های تحلیل نمودار بررسی کنند. بنابراین، سطوح فیبوناچی قاب‌ها و پنجره‌هایی هستند که تحلیلگران از آن زاویه نمودارها را بررسی می‌کنند. این قاب هیچ چیزی را پیش‌بینی نمی‌کند و تأثیری در معاملات ندارد، اما بر تصمیمات معاملاتی هزاران معامله‌گر مؤثر است.

ابزار فیبوناچی روش‌هایی جادویی نیستند، بلکه تنها به بهبود عدم قطعیت تحلیل‌ها کمک می‌کنند. بنابراین، نباید ابزار فیبوناچی را مبنایی برای تصمیمات معاملاتی در نظر گرفت. البته هنگامی که این ابزار توسط تعداد زیادی از تحلیلگران استفاده می‌شود، خود فیبوناچی می‌تواند یک عامل بسیار مهم در تأثیرگذاری بر بازار باشد. اغلب اوقات، فیبوناچی به دلیل اثر متوالی ناشی از تعدد معامله‌گران موجب ایجاد سطوح حمایت و مقاومت مصنوعی می‌شود.

برای آشنایی با تحلیل تکنیکال، پیشنهاد می‌کنیم فیلم آموزش مقدماتی تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی را مشاهده کنید. لینک این آموزش در ادامه آورده شده است.

 

اصلاح فیبوناچی

سطوح اصلاح فیبوناچی (Fibonacci Retracement) مجموعه خطوط افقی هستند که نشان می‌دهند در چه موقعیتی حمایت و مقاومت رخ می‌دهد. این سطوح بر اساس اعداد فیبوناچی رسم می‌شوند. بدین صورت که هر سطح با یک درصد مشخص می‌شود. این درصدها نسبت به یک قیمت اولیه مشخص می‌شوند. سطوح فیبوناچی اصلاحی ۲۳٫۶ درصد، ۳۸٫۲ درصد، ۶۱٫۸ درصد و ۷۸٫۶ درصد هستند. البته از ۵۰ درصد نیز استفاده می‌شود که به طور رسمی نسبت فیبوناچی نیست.

 

این سطوح اصلاح نسبت به نقاط سقف و کف نمودار محاسبه می‌شود. بدین منظور، پنج خط ترسیم می‌شود: خط اول در ۱۰۰ درصد (بالاترین نقطه نمودار)، خط دوم در ۶۱٫۸ درصد، خط سوم در ۵۰ درصد، خط چهارم در ۳۸٫۲ درصد و و خط آخر در ۰ درصد (پایین‌ترین نقطه نمودار). طبق این تحلیل، پس از یک حرکت قیمتی قابل توجه بالا به پایین یا برعکس، سطح حمایت و مقاومت جدید اغلب در این خطوط واقع شده یا در نزدیکی آن‌ها قرار دارد.

کمان فیبوناچی

کمان‌های فیبوناچی (Fibonacci Arc) نقاط حمایت و مقاومت بالقوه را نشان می‌دهند. کمان‌ها هم به قیمت و هم زمان بستگی دارند، به طوری که هرچه کمان‌ها عریض‌تر شوند، خط پایه طولانی‌تر می‌شود و هرچه کمان نازک شود، خط پایه کوتاه‌تر است. کمان‌های فیبوناچی به طور معمول برای اتصال دو نقطه قابل توجه قیمتی، مانند نوسان استفاده می‌شود.

یافتن سقف و کف نمودار، اولین قدم برای تشکیل کمان‌های فیبوناچی است. در ادامه، با یک حرکت پرگاری، سه خط منحنی با فاصله ۳۸٫۲ درصد، ۵۰ درصد و ۶۱٫۸ درصد از نقطه مورد نظر ترسیم می‌شوند. این خطوط سطح حمایت و مقاومت و همچنین محدوده معاملات را پیش‌بینی می‌کنند. البته سطوح دیگری را نیز می‌توان رسم کرد.

بسیاری از نرم‌افزارهای رسم نمودار، سه سطح ۳۸٫۲ درصد، ۵۰ درصد و ۶۱٫۸ درصد را به صورت پیش‌فرض دارند. کمان‌های فیبوناچی نیم‌دایره‌هایی هستند که در صورت تمایل می‌توان آن‌ها را با دایره‌های کامل نیز نشان داد.

بادبزن فیبوناچی

بادبزن‌ فیبوناچی (Fibonacci Fan) مجموعه‌ای از خطوط روندها است که با استفاده از سطوح اصلاح فیبوناچی رسم می‌شود. برای رسم این خطوط، تحلیلگر یک روند صعودی را ترسیم می‌کند که معمولاً قیمت‌های پایین و بالای سهم را در یک دوره زمانی مشخص پوشش می‌دهد. برای رسیدن به سطوح اصلاح، تحلیلگر اختلاف قیمت را در قیمت کف و سقف با نسبت‌های تعیین شده توسط سری فیبوناچی (معمولاً ۲۳٫۶ درصد، ۳۸٫۲ درصد، ۵۰ درصد و ۶۱٫۸ درصد) تقسیم می‌کند. خطوطی که با اتصال نقطه شروع خط روند پایه و هر سطح اصلاح شده ایجاد می‌شوند، بادبزن فیبوناچی را تشکیل می‌دهند.

تحلیلگران از خطوط بادبزن فیبوناچی برای پیش‌بینی نقاط اصلی مقاومت یا حمایتی استفاده می‌کنند که انتظار می رود روند قیمت‌ها معکوس شود. هنگامی که یک معامله‌گر الگوها را در نمودار مشخص کرد، می‌تواند از این الگوهای برای پیش‌بینی حرکت آینده قیمت و سطح حمایت و مقاومت در آینده استفاده کند. تحلیلگران از پیش‌بینی‌ها برای زمان انجام معاملات خود استفاده می‌کنند.

نواحی زمانی فیبوناچی

نواحی زمانی فیبوناچی خطوطی عمودی هستند که مناطق بالقوه‌ای را نشان می‌دهند که در آن‌ها نوسان زیاد، کم یا معکوس رخ می‌دهد. نواحی زمانی فیبوناچی یک شاخص تکنیکال مبتنی بر زمان است. شاخص معمولاً با نوسان زیاد یا پایین نوسان در نمودار شروع می شود.

نواحی زمانی فیبوناچی نسبت به زمان اولیه انتخاب می‌شوند. فرض کنید تاریخ شروع اول اردیبهشت انتخاب شده باشد، این تاریخ را (۰) قرار می‌دهیم. اولین خط عمودی نواحی زمانی فیبوناچی در روز معاملاتی بعدی (۱) ظاهر می‌شود، خط بعدی دو روز بعد (۲)، سپس سه روز بعد (۳)، سپس پنج روز بعد (۵)، سپس هشت روز بعد (۸) و… .

شناسایی نقطه شروع مناسب یک عامل مهم در استفاده از نواحی زمانی فیبوناچی است. تاریخ یا دوره انتخاب شده نسبتاً مهم است و باید یک نقطه سقف یا کف را نشان دهد.

 

 

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.